دنیا از ادمهایی پر شده است که در انتظارند کسی از راه برسد به انها انگیزه بدهد تا به انسانی موفق تبدیل شوند مشکل همین جاست کسی قرار نیست برای نجات انها بیاید (برایان تریسی)
یادت باشه زندگی اون قدر جذاب نیست که بتونی هر وقت بخوای از لحظاتش لذت ببری

به ابتدا و انتهای تاریخ ارشیو وبلاگم نگاه می کنم تنها فرقشون توی سالی که کنارشون نوشته شده هست! شهریور تا شهریور میشه یکسال! اما در واقع باید 7 ماه رو بهش اضافه کنم و از 7 ماه قبل از این تاریخ حساب کنم تا متوجه بشم 19 ماه از زمانی که من شروع کردم به وبلاگ نوشتن میگذره! خیلی زود گذشت، زودتر از زمانی که فکر میکردم، حالا پستهای قبلی برام حکم دفترچه خاطرات رو داره که با خوندشون برای چند ثانیه یا چند دقیقه وارد گذشته میشم!! فقط میشه ببینی که چطوری ازش گذشتی! همیشه همین طور بوده زمان زودتر از اونی که ما انتظار داریم میگذره
این که بعد مدتها می بینی که بعضی از دوستان قدیمی که خبری ازشون نیست و فکر می کنی از وبلاگ نویسی به هر دلیلی جدا شدند رو دوباره می بینیشون خیلی می تونه خوشحال کننده باشه! در ضمن می خواستم از همه دوستانی که در پست مربوط به چپ دست با نظراتشون به من لطف داشتند چه چپ دست چه راست دست تشکر کنم! امیدوارم که دوستان چپ دستم از من ناراحت نشده باشن!
لطفا اگر این پست رو خوندید به این سوال جواب بدید
چون می خوام جوابهاتون رو بدونم اینکه اگر قرار بود خودتون خانواده و ملیت خودتون رو انتخاب کنید(یعنی به انتخاب خودتون باشه) ایا همین خانواده و ملیت رو که الان دارید انتخاب می کردید یا نه؟چرا؟