کاش سوال رو نمی پرسیدم اینطوری بهتر بود! سوالی که جوابی نداشته باشه همون بهتر که پرسیده نشه! شاید می خواستم ببینم نظر بقیه چیه! اما دیدم که برای دیگران نمی تونه اهمییت داشته باشه یا شایدم بهش اهمییت نمیدن! شاید بهتره که همه سوالها پرسیده نشن!
قبل ها اینطوری نبود! هر چند من وبلاگ نویس نبودم اما وبلاگ خوان بودم! وبلاگ نویس ها حس و حال بیشتری داشتن! وبلاگ نویسی براشون دغدغه بود! براشون مهم بود! اما حالا خیلی بی خیال وبلاگ نویسی شدن و رفتن توی فکر غم نان و خیلی ها هم که هستن حس و حال قدیمها رو ندارن! و گروهی همچنان پر تلاش و خستگی ناپذیر مثل گذشته ادامه میدن...
من خیلی از اوقات دیدم یا اگر بگم همیشه اشتباه نکردم چون وجود داره و هست اونم اینکه ایرانی ها عادت دارن همه کارهاشون رو بزارن برای اخرین لحظه و روز و ساعت! انگار باید زور بالای سرشون باشه و این خیلی عادت بدیه! خودمم گاهی اوقات اینطوری هستم اما شدیدا دنبالش هستم که این عادت رو ترک کنم!
