امروز می خوام یه ذره ناپرهیزی کنم و بیشتر بحرفم
پس شما هم چاره ای ندارید بخونید چون اش کشکه چپ دسته
می تونید بخورید) ، بخوری که خوردی نخوری هم ما به زور به خوردت می دیم
خب از کجا شروع کنیم
رو می گم انشاا... که بقیشم یادم بیاد بگم
حتما می دونید که الان تو مجلس چه خبره اگر نمی دونید که من دارم بهتون میگم دیگه
همون دادن رای معتمد به جناب وزیر وزرا
در همین ارتباط یکی از نمایندگان در حال صحبت کردن بود که درضمن صحبتش از کلمه لابی استفاده کرد کلمه خارجکی بود رئیس مجلس گفت که شما چرا از کلمه خارجی استفاده می کنیم ما در فرهنگستان کلی زور زدیم که کلمه معادل فارسی پیدا کنیم و بسازیم
جناب نماینده هم گفت که ببخشید اقای رئیس از وقتی که شما از ریاست
فرهنگستان ادب پارسی همون فارسی استعفا دادید ما هم فراموش کردیم که از
کلمه معادل استفاده کنیم رئیس هم گفت که نه اقا من این قانون مجلسه که ...
دوم
در پست قبل یه سوال کرده بودم که رفقا زحمت کشیدن و هر کدوم نظرشون رو گفتن
که جا داره از همه شون تشکر کنم و حیفه که حرفهاشون رو در مورد این سوال اینجا نزارم
من که خیلی خوشحال شدم و از حرفهاتون استفاده کردم
عماد.ح : راستش انگیزه من از وبلاگ نویسی چیزی نیست چون سخن دل خودم.
مسافر: من وبلاگ می نویسم چون دوست دارم با ایرانیهای دیگه خصوصا کسایی که توی ایرانن
ارتباط داشته باشم افکارشون رو بدونم و تبادل اطلاعات داشته باشم .
و دلیل دیگه اینکه دوست دارم یکم کسایی که به وبلاگم سر می زنن رو با چین آشنا کنم.
یکی: (خوب گفته )دلیلم واسه وبلاگ نویسی شناختن آدمایی با تفکرات مختلفه و پیدا کردن دوستای همفکری که میتونم ازشون خیلی چیزا یاد بگیرم در ضمن من با بلاگم خیلی از همکارامو یافتم این خودش یه دنیا می ارزه یه چیزه دیگه به قول دهخدا ، نشخوار آدمیزاد حرفه ...پس باید یه جا باشه حرفاتو بزنی و به قول من ..حرفها برای گفتن اند و نا گفته ها رازهایی هستند که به درد هیچ کسی نمی خورند ....
البته می بخشید که کامنتها رو با دخل و تصرف اینجا گذاشتم
چون قسمت جوابها رو می خواستم بزارم
همگی شما تا حالا کارتون دیدید، تو سن های پایین تر و اون موقع یکی
از تفریحات بچه ها دیدن کارتون بود زمان ما یعنی من ،کارتون دیدن یه حس و حال
دیگه ای داشت دیدن کارتون به اندازه دیدن یه فیلم جذاب بود
اما تو این دوره زمونه همه کارتونها در مورد مو جودات فضایی و ادم اهنی و
حیونهای زشت شده و بدون هیچ نوع خلاقیتی
طوری که بچه های کم سن حالا که مخاطب های اصلی این کارتونها
هستند هم این کارتونها رو نگاه نمی کنند
هنوز خیلی کارتونهای اون زمان رو یادمه که الان هم اگر ببینم برام جذابیت داره
مثل بامزی - زبل خان- مارکو پلو -هاکر برفیلد -واتو واتو- اقای سک سکه -مزرعه داران -خانواده دکتر ارنست- پلنگ صورتی و کارتونهای دیگه، یه کارتونم بود اسمش فکر کنم رامکال بود اونم خیلی قشنگ بود و خیلی های دیگه که یادم نیست
شما این کارتونها رو یادتون می یاد؟
دیگه اینکه دیشب مستند مهاجران که قبلا هم گفتم رو دیدم البته نه کامل اما
مثل همیشه خیلی جالب بود موضوع درباره یه ایرانی که شهردار یکی از شهرهای فرانسه بود ،(فکر کنم) بود که از کارها و فعالیتهاش می گفت که خیلی برنامه خوبی بود
اگر این برنامه رو دیدید نظرتون رو در موردش بگید ؟
میرسیم به قسمت پر طرفدار اشپزی ![]()
باز هم مثل همیشه ایران برنده میشه اه اه ! اشتبا ه شد !!!!
بازم مثل همیشه سیل درخواستها برای اینکه وقت این قسمت رو بیشتر کنیم
به سوی ما روانه شد اما متاسفانه امکانش نیست ![]()
تعداد زیادی درخواست کرده بودند که اموزش نیمرو و مشتقاتش رو بدیم که باید
بگم که ما یکبار به طور کامل و مفصل به این غذا پرداختیم اما
اگر دیدیم که در خواست زیاده شاید یه بار دیگه تکرار کردیم
خیلی خواسته بودند که اموزش اش رو اینجا بدیم ( اشم کجا بود؟)![]()
که خب این مشکل ایجاد میکنه چون نگفتن چه اشی؟![]()
اش بزباش (با ابگوشت بزباش فرق میکنه )اش شیرازی، اش رشته،
وقتی میگین اش بگین کدوم اش که بتونیم دقیق و کامل اموزش بدیم
پس نظرها و پیشنهادات خودتون رو به
ادرس ایران تهران اشپزی \ www.chapdast.blogfa.com شوت کنید
امروز وارد 8 شتمین ماهی شدیم که در حال اپ کردن در این جا هستیم ![]()
7ماه از زمانی که اینجا راه افتاد میگذره و چقدر زود گذشت
و امروز وارد ماه هشتم شدیم
این شعر هم بخونید خواستید نظر بدید
یه ذره طولانی هست شما به اونش کار نداشته باشید بخونید
چرا به هیچکس نتوان گفت حرف دل را
یا که آگه کرد از سر دل دگری را
همه گویند که فلانی مجنون گشتی
یا که شراب خوردی و مست گشتی
چه گویم این ابلهان بی خبر را
چه گویم این جاهلان مرده پرست را
چه گویم از سر درون غمهای خفته
بگویم یا نگویم حرفهای نگفته
من که باشم که خواهم حرفی بزنم
ز صداقت در این عالم باز دمی بزنم
من که باشم وقتی که آن پاک دل
همان سردار فاتح قله عشق
بگفتا با زبان دل دلی پر سوز
که از سوز آن بسوخت هزار عاشق
الان که رفته بودم بیرون رفتم نانوایی نون بگیرم نونه اینقدر داغ بود که دستم سوخت
سر راه یه موتور سوار ادرس یه خیابون رو پرسید و رفت هنوز سرم رو برنگردونده بودم
که یکی دیگه هم ادرس فلان تالار رو پرسید تازه جواب این رو داده بودم که یکی دیگه
ادرسی همون تالار رو پرسید ! از شانس بعدم هر سه تا ادرس رو بلد بودم
۲ دقیقه
دیگه ایستاده بودم شده بودم کتاب راهمای شهر![]()
( یادتون باشه نون داغ رو روی دستتون نزارید !)
این عکس رو نگاه کنید تا حالا این دستگاه های خودپرداز خوراکی رو دیدین
اگه ندیدن عکس رو نگاه کنید تا ببینید
توشون ابمیوه و نوشابه و چایی و قهوه و شکلات
هست اما این دستگاه بر خلاف ظاهرش توش پفک و چیبس هست
عب دوره ای شده چیبسم می زارن توی دستگاه خودپرداز (ATM)

اگر قول بدید و بچه های خوبی باشید شب جمعه می برمتون شهر بازی تفریح کنید
