اره چند روزی بیشتر تا عید نمونده و این اخرین روزهای سال ۸۵ در حال تموم شدن هست! نمی دونم چرا هر چی که به عید نزدیک تر میشیم دلم برای سالی که داره تموم شده بیشتر تنگ میشه مخصوصا این روزهای اخر عید خیلی قشنگ و دوست داشتنیه! تو این چند روز اخری ناخوداگاه ذهنم میره دنبال روزهای گذشته سال ۸۵ و اتفاقات و حواشی اون رو تو ذهنم دنبال می کنم! همیشه این روزهای اخری یه حس خاصی به سراغم میاد یه حس دلتنگی همراه با بغض که همراهش شده! نمی دونم برای من اینجوریه یا اینکه برای همه اینطوریه!... امسال چهارشنبه سوری هم اینجا نبودم! تو این روزهای اخر یه مسافرت دو سه روزه فشرده نصیبمون شد که خیلی مفید بود! فرض کن بعد از بیست و چند سال که از عمرت گذشته میری به جایی که همیشه دوست داشتی بری اما امکانش فراهم نمیشه! سفر خوبی بود ما به جای دوستان... ! به همین دلیل طبق سنت چندین ساله روزهای تعطیل عید رو تو خونه سپری می کنیم! تا بر سنت خودمون پایدار باشیم! در روز اول عید بیشتر اقوام رو می بینیم چون همشون توی خونه بزرگتر فامیل جمع میشن و دیدارهای بعدی حکم تشریفات رو داره و اجرای سنت های قدیم! هر چند سنت جدیدی شکل گرفته به این صورت که از قبل سال نو عده ای بار سفر می بندند و تمامی روزهای عید رو در سفر میگذرونن و بعد ۱۴- ۱۵ عید برمیگردن که بتونن به کار و زندگی شون برسن! البته این کارچندتا حسن داره! ۱- این که مسافرت رفتن-۲- این که خونه شون رو تکون ندادن و خونشون تمیز و دست نخورده باقی مونده ۳- اینکه از رفت و امدهای غیر ضروری( دید و بازدید) جلوگیری کردن ! حالا به این اضافه کنید صرفه جویی در هزینه خرید تنقلات شب عید و اجیل و شیرینی و...
اما توی ایام عید تهران چقدر خلوت میشه! میشه شهر ارواح !
من میگم ماهی سفره باید قرمز باشه! هر روز یه چیز جدید میاد حتی ماهی سفره هفت سین
فکر میکنم یه پست دیگه داشته باشم!

