کیه که؟ نفهمه دور و برش چی میگذره ...
سه سال قبل که من یک چپ دست
هستم متولد شد نمی دونست که چی می خواد بگه، نمی
دونست که چطوری بگه ، اما شروع شد و شروع چپ دست شروع یک دوران بود دورانی که با
توقفی چند ساعتی همراه بود و حر کتی که ادامه پیدا کرد و لحظات زندگی اون رو در بر گرفت ،روزها و شبهای و ساعتهایی که جاودانه شدند و ماندند !از هیچی شروع شد و به خیلی چیزها رسید. تغییر در نگاه، بینش و درک که در یک دوران تاریخیشکل گرفت و رشد کرد، و
همین کافی بود برای کسی که بخواد
از اون استفاده کنه و شاید مثبت ترین نکته کار همین بود
اینجا نوشتن سخت نبود ، اما
راحتم نبود مهم این بود که برای نوشتن نیاز به حذف و اصلاح و تغییر
نبود و یا نیازی احساس نمیشد، هر چی بود نوشته میشد هر چند اگر حرفی که نوشته میشد
چیزی برای گفتن نداشته باشه
مهم نوشتن بود، مهم این بود که
دست چپ بهانه شده بود برای نوشتن حرفها و لحظاتی که می خوان جایی در تاریخ
پیدا کنند و حالا این حرکت که از بهمن
ماه سه سال قبل با ناآگاهی شروع شده بود و برای چند ساعتی توقف
رو تجربه کرد و اینجا 26 ماه و 117 پست رو توی خودش جای داده،با اگاهی و زمان بندی قبلی می خواد به
پایان برسه و به تاریخ پیوند زده بشه! فقط چند تشکر هست که باید نوشته بشه، از همه کسانی که من رو در
این مدت همراهی کردند ممنونم و تشکر ویژه از دوستانی که از وجودشون استفاده کردم و همیشه همراهم
بودند و همین طور از بلاگ فا برای اینکه زمینه این کار رو فراهم کرد .
مثل همیشه پیشاپیش، قبل از همه ، عید و سال جدید رو بهتون تبریک میگم
و سال خوبی براتون ارزو می کنم.
